الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

220

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

اعتراضى ديگر صاحب كتاب گويد : و ما به ايشان مىگوئيم : چرا امام شما از شاگردان و مسترشدين خود نهان است ؟ اگر گويند براى حفظ جان خود است ، گوئيم : بر مسترشدين هم رواست كه در طلب او تقيّه كنند ، على الخصوص كه مسترشد در خوف و رجا باشد و نداند كه پيش از او چه مىشود ، پس او در تقيّه است . و اگر تقيّه بر امام روا باشد ، بر مأموم رواتر خواهد بود . و چگونه امام در رهبرى امامت در تقيّه است ، امّا در گرفتن اموالشان تقيّه ندارد ، در حالى كه خداوند مىفرمايد : پيروى كنيد از كسى كه از شما درخواست اجرى ندارد . ( 1 ) و مىفرمايد : بسيارى از دانشمندان و راهبان اموال مردم را به باطل مىخورند و راه خدا را سدّ مىكنند . ( 2 ) اين دليل است كه اهل باطل طالب متاع دنيا هستند و كسانى كه متمسّك به كتاب خدا هستند از مردم درخواست اجرى ندارند و آنان هدايت شده هستند . سپس مىگويد : جملهء « اگر چنان گويند چنين گوئيم » جملهء نادان كم خرد است .

--> ( 1 ) پس : 21 . ( 2 ) التوبة : 34 .